
باز عشقت اندر اوردم به بند
كوشش بسيار ،نامد سودمند
عشق،دريايي، كرانه ناپديد
كي توان كردن شنا ،اي هوشمند
عشق را خواهي كه تاپايان بري
بس كه بپسندند بايد ناپسند
زشت بايد ديد و انگاريد خوب
زهر بايد خورد و انگاريد قند
توسني كردم،ندانستم همي
كز كشيدن تنگتر گردد كمند javahermarket
اگه ميخواي اين صفحه رو پرينت بگيري كليك كن
|